کنسرت خیریه شهرام ناظری

«شام گاه پنجشنبه 28 مهر سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی تهران میزبان برپایی اولین شب کنسرت شهرام ناظری بود.»

کم کم هوای پاييزی از راه می رسد و سوز آن همه جا را فرا می گيرد. پاييز سال پيش بود که آتشی در کلاس درس مدرسه دخترانه روستای شين آباد گُر گرفت و سبب شد تعداد زيادی از کودکان معصوم در اين آتش مصدوم شوند و چند نفر نيز جان خود را از دست بدهند. حالا اين آتش به جان شواليه آواز ايران افتاده و او را بر آن داشته تا «آتش در نيستان» خود را به ميان مردم بياورد تا از عوايد اجرای آن بتواند بخشی از آسيب های وارد شده به جان و روح کودکان شين آبادی را التيام بخشد.
 شهرام ناظری اما در اين راه تنها نيست. شواليه آواز ايران با همراهی شماری از هنرمندان نام دار ايران از جمله عزتالله انتظامی، جمشيد مشايخی، علی نصيريان و بهمن فرمان آرا قصد دارد گروهی را برای جمع آوری کمک های مالی برای امور خيريه تشکيل دهد. نماينده مردم پيران شهر در مجلس شورای اسلامی نيز از ديگر ميهمانان اين کنسرت بود.
شام گاه پنجشنبه 28 مهر سالن ميلاد نمايشگاه بين المللی تهران ميزبان برپايی اولين شب کنسرت شهرام ناظری بود. اين کنسرت چند ميهمان ويژه داشت؛ جمشيد مشايخی بازيگر نام دار سينما و تلويزيون، دکتر بهفر که ابراز آمادگی کرده تمامی هزينه های بيمارستانی دختران آسيبديده شين آبادی را برعهده بگيرد و مديا کاشی گر، نويسنده و منتقد به نام. ناظری اعلام کرد کسانی که می خواهند به اين کودکان کمک کنند می توانند به شماره 8812 همراه اول پيامکی خالی را بفرستند و پس از آن مبلغ مورد نظر خود برای کمک کردن را با پيامک برای اين شماره ارسال کنند تا اين مبلغ روی قبض تلفن همراه آنان آورده شود. ناظری در ابتدا اشارهای به انگيزه برپايی اين کنسرت کرد و از درخواست های فراوان برای اجرای مجدد آثار نوستالژيک و مهم تر از آن شروع سال تحصيلی جديد و همدلی با دختران آسيب ديده پيران شهری. 
او همچنين در اين اجرا دو خبر مسرتبخش داد؛ يکی تشکيل شورايی متشکل از هنرمندان برای انجام کارهای خير و دريافت مساعدت های مالی و ديگری تشکيل گروه بزرگ آوازی در آيندهای نزديک. 
حالا اين هنرمند مردمی پس از سال ها خاطره سازی با موسيقی و صدايش برای مردم، چنان جايگاهی را پيدا کرده که وقتی برای کمک به کودکان حادثه شين آباد طلب ياری می کند بلافاصله با همراهی همه قشرها رو به رو می شود. 
و اما اجرا… سالن کنسرت مملو از جمعيت بود. هيچ يک از صندلی های سالن خالی نبود. البته عجيب هم نبود. وقتی شواليه تصميم به برگزاری کنسرت می گيرد تمامی بليت ها روزها قبل از کنسرت به فروش می رسند. توجه هميشگی شواليه آواز ايران به مولوی چنان است که حتی در صحنه نيز تمثيلی از دو مرد را که در حال سماع هستند، می بينيم. روی سن هم شمع هايی چيده شده اند تا صحنه آرايی ساده کنسرت استاد را دل پذيرتر کنند.
تمامی اعضای گروه مشکی به تن کرده اند و لحظاتی پس از ورود آن ها به صحنه، شواليه آواز ايران در ميان تشويق پرشور حاضران پا به صحنه می گذارد. اجرا با تک نوازی عود شروع می شود و با نوای کمانچه درمی آميزد و بعد صدای استاد است که روی آن می نشيند: «پيدا شدم پيدا شدم… پيدای ناپيدا شدم… شيدا شدم… شيدا شدم.» صدای استاد و شعر مولانا کار خود را می کند و جمعيت حاضر در سالن را از همان ابتدا درگير خود می کند. در ادامه تکنوازی تار است که با آواز مثنوی معنوی همراه می شود و شب شهريور ماهی را دل پذيرتر می کند:«عاشقی پيداست از زاری دل… نيست بيماری چو بيماری دل… علت عاشق ز علت ها جداست… عشق اسطرلاب اسرار خداست…» فضا را چنان بهت گرفته که برخی محو در موسيقی و برخی محو در صدای ناظری شده اند. شواليه هم در ادامه تصنيف «راست بگو نهان مکن» را می خواند تا اين فضا را تغيير دهد. حالا آواز عشاق يا همان اصفهان است که با همراهی کمانچه و عود و دف و تنبک و تار و سهتار در فضای سالن طنين انداز می شود:«دوش چه خوردهای دلا راست بگو نهان مکن… چون خمشان بيگنه روی بر آسمان مکن.» هنوز تصنيف بعدی شروع نشده که دکلمه شعر با تشويق حاضران همراه می شود. شهرام ناظری دکلمه می کند: «بازآمدم چون عيد نو تا قفل زندان بشکنم… وين چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم.» اين تصنيف چنان با تشويق های مردم همراه می شود که گويی شنيدن آن در اين روزها بيش تر برايشان لذت بخش بوده است. پس از پايان اين بخش شهرام ناظری از جمشيد مشايخی دعوت کرد تا روی صحنه بيايد. حضور مشايخی روی صحنه و درآغوش گرفتن ناظری توسط او صحنه ای کم نظير را پديد می آورد. مشايخی شواليه آواز ايران را هنرمندی بزرگ، عاشق و عارف معرفی می کند و می گويد: کيست که در اين مجلس باشد و با اجرای ايشان و يارانش عاشق نشود. او در ادامه شعری را نيز می خواند: «همچو شمع از شرر عشق گدازان بودن / عشق دردی است که هم درد بود دايه او.» جمشيد مشايخی با تشويق گرم حاضران و همراهی اعضای گروه پايين می آيد و شهرام ناظری از او تشکر می کند. حالا نوبت به يکی از تصنيف های ماندگار استاد ميرسد؛ تصنيفی که هنوز هم پس از سال ها شنيدن آن لذت بخش است. شواليه آواز ايران سهتار خود را به دست می گيرد و با پيش درآمدی کوتاه وارد آواز می شود،«دلا نزد کسی بنشين که او از دل خبر دارد» البته همان ابتدا که ناظری شروع به نواختن سه تار می کند با استقبال همه حاضران همراه می شود: «الا يا ايها الساقی ادر کاسا و ناولها… که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها» آواز بيات ترک و موسيقی جاودانه زنده ياد جلال ذوالفنون در اين شب غوغا می کند. شهرام ناظری همچنان ما را در خاطره ها نگه می دارد. بازهم قطع های ديگر در آواز بيات ترک و اين بار با شعری از مولوی: «اندک اندک، اندک اندک، جمع مستان می رسند… اندک اندک، اندک اندک، می پرستان می رسند.» در ادامه کنسرت بخشی که بسياری منتظرش بودند فرا می رسد. موسيقی کردی آن هم با صدای شواليه آواز ايران. اين بخش يک ميهمان ويژه هم داشت: سحر ابراهيم که به اعضای گروه مولوی اضافه شد و در ابتدا با قانون نوازی فوق العاده زيبايش جمعيت را مات و مبهوت هنرمندی خود کرد. ناظری در اين بخش تعادلی ميان غم و شادی را در نظر گرفت. نه تمامی موسيقی کردی را به خواندن قطعات شاد سپری کرد و نه تمام آن را به موسيقی غم ناک. حالا بخش پايانی کنسرت می رسد و قطع های که پيوندی عميق با آن چه که امشب به نامش نام گذاری شده دارد: «آتش در نيستان» که شروع می شود بسياری با آن زمزمه می کنند.«يک شب آتش در نيستانی فتاد… سوخت چون اشکی که بر جانی فتاد». کنسرت به پايان می رسد اما درد و رنج ناشی از آسيب هايی که به دختران شين آبادی خورده هنوز پايانی ندارد. شهرام ناظری را در اين اجرا که شب گذشته هم تکرار شد، صابر نظرگاهی (تار، ديوان)، شهرام محمدی (ديوان، سهتار)، بابک غسالی (عود)، نگار خارکن (کمانچهآلتو)، شهريار نظری (دف)، راشد باباشهابی (کمانچه) و فرهاد صفری (تنبک، دمام، دهل) و سحر ابراهيم (قانون) همراهی کردند.
تشکیل شورای هنرمندان برای امور خیریه با همراهی شوالیه آواز ایران و شماری از هنرمندان نام دار از جمله عزت‌الله انتظامی، جمشید مشایخی، علی نصیریان و بهمن فرمان‌آرا.
Device rotate

لطفاً برای تجربه کاربری بهتر دستگاه خود را ۹۰ درجه بچرخانید.